كي روش؛ زن زيباي نازا ! - اخبار پرسپولیس

اخبار پرسپولیس

سایت اخبار پرسپولیس:

اينكه پشت پرده حضور و فعاليت عليرضا اسدي در فدراسيون فوتبال چيست كه چنين كارلوس كي روش را خشمگين كرده، براي خودش مساله مهمي است. اصل موضوع اما هر چه باشد، تحت هيچ شرايطي نمي توان به مربي پرتغالي بابت چنين ادبيات تند و سخيفي حق داد. كي روش عادت به حملات بدون مرز و وحشتناك دارد و اين بار در مورد دبيركل فدراسيون فوتبال از هميشه عصبي تر و غيرقابل دفاع تر رفتار كرد. سرمربي تيم ملي تا جايي كه بتواند مخالفانش را تحقير مي كند و به خصوص اگر مخالفان او مثل اسدي پشتوانه مردمي چنداني نداشته باشند، كي روش مطلقا به آنها رحم نخواهد كرد.

شش سال از حضور كارلوس در ايران مي گذرد و از نظر فني شايد آنچه او با فوتبال ملي ما انجام داده، چيزي فراتر از معجزه باشد. توجه كنيد لطفا؛ همين حالا مسعود شجاعي و احسان حاج صفي با افتخار در عضويت باشگاه پانيونيوس يونان هستند و مهدي طارمي هم رسما دارد «التماس» مي كند كه به همين تيم بپيوندد. اين يعني سه مهره كليدي تيم ملي ايران وقتي قرار است در ژانر باشگاهي قرار بگيرند، نهايتا سقفي به اندازه تيم پنجم ليگ مجهول و مجهور يونان پيدا مي كنند كه در واقع نشان دهنده كيفيت اين بازيكنان است. كارلوس كي روش اما با همين نفرات تيم ملي ما را دو مرتبه متوالي به جام جهاني برده، روي پله بيست وسوم دنيا نشانده و سه سال آقاي آسيا نگه داشته. پس ما بيشتر از آنچه مديون ساق بازيكنان مان باشيم، وامدار تفكرات و مهارت مربي پرتغالي هستيم. عملكرد كي روش در ايران چنان موفق بوده كه حالا ديگر تندروترين منتقدان او هم به ندرت مي توانند مرد پرتغالي را از اين حيث زير سوال ببرند. با اين همه اما، همه چيز در مورد كارلوس همين قدر عالي و روبه راه نيست.

دوست داشته باشيم يا نه، كارلوس كي روش بيشتر از آنكه يك انسان خوب و كم نقص باشد، يك مربي كارآمد فوتبال است؛ فقط همين! مسلما عالي مي شد اگر او در كنار توانايي هاي فني و تاكتيكي اش، اخلاق و پرستيژ مربياني مثل مصطفي دنيزلي يا برانكو ايوانكوويچ را هم مي داشت، اما كي روش اينطور نيست و دوست هم ندارد كه باشد. او با تواضع بيگانه است، از مهرباني بدش مي آيد و ميانه اي با گذشت و فداكاري ندارد. به علاوه مرد پرتغالي مايل نيست سر سوزني از مهارتش را در ايران جا بگذارد و برود. پنج سال از مدت زمان حضور كي روش در ايران، ماركار آقاجانيان دستيار او بود و در يك قدمي مربي پرتغالي قرار داشت. در نهايت اما خيزش عجيب و ناگهاني كي روش عليه دستياران ايراني اش باعث شد ماركار هم ناچار به ترك تيم ملي شود؛ سوال اين است كه آيا امروز يك باشگاه دسته دومي مملكت هم حاضر مي شود هدايت تيم فوتبالش را به آقاجانيان بسپارد؟ احتمالا نه! پس او در اين پنج سال چه اندوخته؟ آيا غير از اين بوده كه فقط نقش دكور دستيار ايراني را براي كارلوس بازي كرده؟

كي روش شايد شبيه زن زيبايي باشد كه از بيماري نازايي رنج مي برد، يا شوهر ثروتمند و صاحب قدرتي كه در عين حال بددهان است و دست بزن دارد! ما در همه اين سال ها با چنين وضعي مواجه بوده ايم؛ شرايطي كه تصميم گيري را براي مان سخت مي كرده. سوال مهم اما هميشه اين است كه ما براي فوتبال ملي كشورمان بيشتر به يك مربي متخصص نياز داريم يا يك معلم اخلاق؟ ظاهرا جمع بندي جامعه اين است كه مورد اول مي تواند ضروري تر باشد. پس در اين سال ها با بدقلقي هاي مربي پرتغالي ساخته ايم و گويا تا اطلاع ثانوي هم چاره اي جز اين نداريم!